عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
546
منازل السائرين ( فارسى )
نيست . گفته شد كه درخواست حضرت راجع به مشاهدهء فعل خدا و امر او دربارهء احياى مردگان بوده است . بنابراين حضرت مرتبهء حق اليقين را درخواست كرده است . « 1 » بايد دانست كه مقام خلّت با « مستجاب الدعوة » بودن ملازمت دارد و لفظ خليل با اين معنى مساعد است ، زيرا خلّت به معناى نياز است و دوست را خليل گفتهاند ، به اين مناسبت كه وقتى دوستى به سرحد كمال رسد ، شخص ، نيازمندىهاى خود را به محبوبش عرضه مىدارد و معلوم است كه عريض حاجت كردن در صورتى است كه طرف مقابل آن را برآورده كند . استشهاد به اين آيه در تحقيق سؤال ابراهيم ، شهود احياى حق به واسطهء تحقيق به اسم محيى است . پس ابراهيم احيا را بالحق مشاهده نمود ، بعد از آنكه اين مسئله را با عرفان و ايمان و ايقان شناخته است . الحق تلخيص مصحوبك من الحق ثم بالحق ثم فى الحق و هى اسماء و درجات ثلاث : « تحقيق من الحق » ؛ يعنى آنچه از صفات حق ، با تو همراه است از شهود رسم تو در مقام بقا بعد از فنا تحقيق و جستجو كنى . و « تحقيق بالحق » ؛ يعنى تلخيص و تخلص آن به واسطهء شهود حق . اين الفاظ يعنى من الحق و بالحق و فى الحق اسامى درجات سهگانهء تحقيق است . اما درجه تلخيص مصحوبك من الحق بأن لا يخالج علمك علمه . يعنى آنكه علم تو در مقايسه با علم حق درنيايد و چيزى از صفات تو در صفات حق ظهور نيابد و اين ، يعنى علمى كه در مظهر تو ظاهر مىگردد . در واقع علم حق باشد ، بىآنكه چيزى از علم تو مشوب بدان گردد . و اما الدرجه الثانيه : فان لا ينازع شهودك شهوده . درجه دوم تحقيق آن است كه شهود تو با شهود حق معارضه نداشته باشد و با آن مقابله نكند . پس در حال بقا ، شهودى را كه پيش از فنا ب خود نسبتمىدادى ، اينك به خدا نسبت دهى . پس شهود تو بالحق است ، نه به واسطهء تو و منزه از شوب شهود توست .
--> ( 1 ) . تفسير الميزانآج 2 ، ذيل آيه 260 ، سورهء بقره .